کرمانشاه
امسال اردیبهشت تصمیم گرفتیم بریم کرمانشاه برای همین با خاله لیلا و خاله فاطی راه افتادیم به سمت شهر زیبای کرمانشاه.خودمم تاحالا نرفته بودم اونجا و البته زیاد ذهنیت خوبی از نظر زیبایی شهری نداشتم ولی خیلی کوه بیستون رو دوست داشتم ببینم و همین طور طاق بستان رو.
مسیر خیلی زیبا و پر از کوه های سربه فلک کشیده بود . اینقدر همه چی عالی بود و ما عکس گرفتیم که خود عکس ها گویای همه چی هست.
برای صبحانه ایستادیم و خواستیم صبحانه بخوریم . هوا خیلی خیلی سرد بود. تو هم که کلا هیچی نمیخوری فقط این طرف و انطرف بری ببینی چی به چیه و چه خبره. اصلا هم نمیگی خطر هست نیست ![]()
الهی قربون اون موهای خوشگلت برم


شهر ملایر ، برای اینکه کمی خستگی در کنیم پارک ترمینالشون ایستادیم و میوه خوردیم و تو با مهدیه بازی کردی



یک انگشتر فیروزه در وسط میدان

اخه قربون اون قیافه و ژستت برم من















منزل دوستمون در جوانرود







جاده برگشت از جوانرود






















قورباغه در برکه



کوه بیستون

اینجا داستان شیرین و فرهاد رو تعریف میکردی











گیاهی در دیوار های قدیمی






کرمانشاه
